حدود چهار دهه تلاش خستگی ناپذیرش در شناخت تاریخ، فرهنگ و مشاهیر کهن شهر، عشق و علاقه ی فراوان و درونی اش به نیشابور و مردم نیشابور که در سرتاسر زندگیش ... شعر هایش، کتاب هایش، کلاس های درسش، سخنرانی هایش و حتی لحظه های خلوت و زمزمه های تنهایی اش و همه ی نشست و برخاست ها و معاشرت هایش، نمود یافته بود، به او مشروعیت و محبوبیت خاصی در بین نیشابوریان بخشیده است.
«بدون شک همه ی نیشابوریان فرهنگ دوست و ادب پرور با استاد و آثارش آشنا هستند. آثار استاد به دلیل عشق و علاقه ی فراوان به نیشابور و مردم نیشابور و همچنین وجود ریشه ی بسیار عمیقی که در باورهای آن مرحوم بود تاثیر بسزایی در شناخت تاریخ، فرهنگ و مشاهیر این شهر کهن داشت. شناخت عمیق استاد از نیشابور و بیانات رسا و شیوای او از تاریخ نیشابور، خیام، عطار و ... هر شنونده ای را به سختی تحت تاثیر قرار می داد. او با عتماد به نفس و شور و حال عجیبی در مورد نیشابور حرف می زد و عقیده داشت که نیشابور زادگاه پاشیدن بذر اندیشه هاست. می گفت نیشابور شهری است که می بایست فرهنگ عمیق و اصیل ایرانی را در آن جستجو کرد. او نیشابور را مرکز تبادل افکار و تغییر و تحول و تطور علمی و فرهنگی می دانست.
از این مورخ و محقق نیشابوری 3 کتاب ارزشمند به نام های «نیشابور شهر فیروزه»، «مشاهیر نیشابور شهر قلمدانهای مرصع» و «نیشابور و محاکمه حکیم عمر خیام» بر جای مانده است که البته کتاب «نیشابور شهر فیروزه» در شهرت او تاثیر فراوان داشت. زنده یاد در زمان حیات خود 4 تا 5 هزار بیت شعر سرود و آخرین شعرش در مدح امام حسین علیه السلام سالار شهیدان بود که لحظاتی قبل از رحلت، بر مزار یل نیشابور –پهلوان یعقوبعلی شورورزی- قرائت کرد. آثار ارزشمند استاد هم اکنون باعث افتخار اهالی نیشابور و تاریخ پربار و سترگ این دیار کهن است و به عنوان یک دایرت المعارف تخصصی و منابع مهم اطلاعات و آمار در خصوص تاریخ نیشابور مورد استفاده اهالی فرهنگ و ادب قرار می گیرد.
زنده یاد استاد فریدون گرایلی مرد علم و عمل بود و در نیشابور شناسی همتا نداشت. او پدری سرشار از مهر و محبت، دوستی خوش مشرب و دست و دل باز، استادی توانمند و چیره دست، شاعری با احساس، معلمی آگاه و پرشور بود و مدت 35 سال صادقانه به تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان کهن دژ شهرش همت گمارد». (جاده ابريشم، ص152؛ با اندکی تغییر)
ادامه ی مطلب را در ابرشهر بخوانید:
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:43  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 22:6  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|
چراغ هاي خيابان وليعصر در ساعت ۱۱ صبح روز شنبه اول مهر روشن بود. جالب اينكه اين چراغ ها در شب خاموش بودند!!!
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 1:19  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|
قديمي ها هميشه وقتي دارند از 30 سال پيش نيشابور صحبت مي كنند اسم هتل خيام را هم به زبان مي آورند مثل خيلي چيزهاي ديگه كه الان براي ما نسل دومي و سومي ها عجيبه ! مثلا سه تا سينما و...! در زماني كه شهرباني نيشابور در محل كميته ي امداد كنوني مستقر بود. جنب آن هتلي وجود داشت به نام هتل خيام و در پايين آن هم مغازه ي آنتوان (كه قديمي ها خوب يادشون مي ياد) بود. اگر چه اون هتل و اون مغازه ديگه وحود ندارند ولي اسم هتل خيام هنوز يك اسم موندگاره! البته فقط اسمش!
دو يا سه سال پيش بود كه خبري جذاب در سطح شهر پيچيد و مطابق معمول و ديرتر از همه صبح نيشابور خبري را درج كرد كه بزرگترين هتل استان خراسان( يا بهتره بگيم شرق كشور) با سرمايه گذاري بخش خصوصي در نيشابور ساخته مي شود. هتلي 8 طبقه با 160 اتاق و تمامي امكانات لوكس هتل هاي روز جهان كه قرار بود در حاشيه بزرگراه شهيد كلانتري و در كنار پارك رياضيات( كه البته منظور از پارك رياضيات اسم پارك رياضيات است!چون پارك رياضيات هم سرنوشتي مطابق اين هتل دارد.) شهردار آن زمان آقاي هنربخش (شورگشتي سابق!) بود كه آثار گير هاي خنده دار وقانون هاي من در آوردي ايشان تا ساليان دراز بر روي خيابان ها و معابر نيشابور باقي خواهد ماند. يك عده با خوش بيني مفرط اين فكر را در سر مي پروراندند كه نيشابور صاحب يك هتل با شهرت كشوري و جهاني ميشود ولي يك عده مي دانستند كه اين پروژه هم به فنا مي رود. يادم مي آيد در مجله ي سفر يك يادداشت از شهردار تبريز مي خواندم كه نوشته بود هر كس در تبريز هتل بسازد زمين مجاني به او مي دهيم و تا 5 سال از عوارض شهرداري معاف خواهد بود. ولي در نيشابور ما از قرار معلوم جناب هنربخش اقمه ي چربي گير آورده بودند و لازم بود به بهترين نحو سرمايه گذاران يا تلكه شوند يا فراري!!! كه تجربه هميشه ثابت كرده است كه كدام حالت بيشتر رخ ميدهد.
همان طور كه پيش بيني مي شد اين طرح مثل هزاران طرح ديگر به خاطر جهل( شما بخوانيد مديريت فوق العاده) مسوولين شهرستان به باد فراموشي سپرده شد.
ولي !!! نشريه صبح نيشابور در شماره ي 657 خود مورخ 14 مرداد1385 در تيتري با عنوان ((شوراي شهر با ساخت بزرگترين هتل چهار ستاره شهرستان هاي خراسان رضوي در نيشابور موافقت كرد.)) دوباره ياد هتل فوق را زنده كرد. طبق معمول در ابتداي طرح ها و روي كاغذهاي شورا و شهرداري همه با هم و دست در دست هم ، به كمك هم ، تا دلتون بخواد حرف هاي قشنگ ، ايده هاي جذاب !!! ، و ... . دقيقا همون طوري كه سه سال پيش بود. ولي شب درازست و قلندر بيدار.
سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري در ظاهر متولي ساخت اين هتل شده اند. اگر چه هر طرحي كه اسم شهرداري نيشابور در كنار آن بيايد را بايد از ابتدا براي آن انا اليه راجعون خواند ولي گذشت زمان نشان خواهد داد كه شهرداري تا چه حد در كارهاي گذشته و شيوه هاي غلط خود تجديد نظر كرده است.
قديمي ها يك ضرب المثلي داشتند كه سنگ بزرگ نشانه ي نزدن است. حكايت اين هتل هم همينه.
اگر در كل ايران دنبال هتل هاي با 120اتاق لوكس و بيشتر بگرديم شايد نهايتا 10 هتل پيدا كنيم. براي مثال در تهران هتل آزادي و اوين و استقلال (هيلتون) و هما و لاله .در كيش هتل شايان و داريوش . در شيراز هتل هما و پارس و در مشهد هتل طرقبه و هتل هما . در بقيه شهر ها هم مثل اصفهان هتل هاي معروفي مثل هتل عباسي يا هتل كوثر(پل) كمتر از 120 اتاق لوكس دارند. حال فكرش را بكنيد در كل ايران جند تا هتل بالاي 160 اتاق وجود دارند...
مسلما اين هتل هاي ذكر شده اولين هتل هاي خوب شهرشان نبوده اند . وقبلا اين شهر ها صاحب هتل هاي خوب ديگري هم بودند و با آمدن اين هتل ها جنبه ي رقابتي و پرستيژ جهانگردي آن شهر بالاتر رفته است ولي ساخت يكباره ي هتل لوكس آن هم در اين متراز و ارتفاع و ... در نيشابور بسيار ساده انگارانه است.
تمام شهر هاي نامبرده ي بالا داراي فرودگاه بين المللي هستند و همين خودش يكي از دلايل احساس چنين نيازي است. زيرا همه ي اشخاصي كه با هواپيما سفر ميكنند صرفا مسافر نيستند و فصول خاصي را هم انتخاب نمي كنند و روندي روزمره و هميشگي دارند. و احتمال ريسك فعاليت اين هتل ها در اين شهر بسيار پايين است.
از جهتي ديگر نيشابور به خاطر نزديكي به مشهد هيچ گاه به صورت جدي به عنوان يك مقصد انتخاب نشده است. به همين جهت اين چنين هتلي ، حداقل در شرايط فعلي كاري بيهوده است.
اي كاش مسوولين به جاي اينكه به فكر ساخت بزرگترين ها باشند كمي عاقلانه فكر مي كردند و به ساخت يك هتل سه طبقه با 50 يا 60 اتاق با درجات و قيمت هاي مختلف فكر مي كردند. كه هم ساخت آن راحت باشد و هم پاسخگوي نياز فعلي مسافرين باشد. و در صورت اينكه ديدند اين امر برايشان ضرر ده نيست يك هتل ديگر را كلنگ بزنند . و آنجا هر چه قدر خواستند سنگ را بزرگ بر دارند چون ديگر آنجا داشتن يك هتل درست و حسابي به اندازه ي الان حياتي نيست.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 0:9  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 17:20  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 17:13  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 17:9  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)
|