تبليغاتX
نیشابوریان

نیشابوریان

وب شناخت نیشابور

سه سال گذشت...

نیشابور ، انفجار قطار

سه سال گذشت...

سه سال از انفجار قطار گذشت...

سه سال گذشت و متهمان پیدا نشدند...

سه سال گذشت و خسارات مادی و معنوی وارده جبران نشد...

پس از گذشت سه سال از این فاجعه چقدر به یاد آن هستیم؟؟؟

 

سه سال از ۲۹ بهمن ۱۳۸۲ گذشت...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:5  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)  | 

قدمگاه ، سرزمین شادمانه های نیشابور

              قدمگاه

                                               سرزمین شادمانه های نیشابور

نیشابور ، قدمگاه

در طول تاریخ اسلامی ، در بسیاری از ممالک اسلامی مکانهای متعددی به نام (( قدمگاه )) یا محل و جایگاه قدم پیغمبر (ص ) و ائمه اطهار ( ع ) شهرت یافته اند که مشهورترین آنها قدم الشریف در قبة الصخره ی بیت المقدس است که قدمگاه حضرت محمد است که از آنجا به معراج رفته است. وجه تسمیه ی قدمگاه رضوی نیشابور سنگ مربعی شکل سیاه رنگی است که ابعاد آن تقریبا 50*50 است.

 

قدمگاه:

شهر قدمگاه هم اکنون مرکز بخش زبرخان شهرستان نیشابور میباشد که در 24 کیلومتری شرق نیشابور قرار دارد . و در کنار بزرگراه آسیایی نیشابور – مشهد واقع شده است. یاقوت حموی سفرنامه نویس معروف از این مکان با نام قریه ی حمراء نام میبرد و همچنین شیخ صدوق از آن با عنوان سرخک یاد می کند. اگر به بالای تپه های مجاور قدمگاه برویم علت را متوجه میشویم. چون خاک عمده ی این منطقه از جنس رس میباشد که سرخ رنگ است و خاکی مناسب برای سفالگری. در بسیاری از متون هم از این منطقه با نام اسپریس یاد شده است که به خاطر جاری بودن مجموعه قنات های اسپریس بوده است و همواره در مسیر شاهراه ارتباطی بین نیشابور و مرو اولین منزلگاه مسافرین بوده است. که پس از حضور حضرت امام رضا ( ع ) در این مکان و رقم خوردن شادمانه ترین لحظات مردم نیشابور به احترام قدوم ایشان به قدمگاه شهرت یافته است.

 

باغ قدمگاه ، نیشابور

 

باغ قدمگاه در زمان شاه عباس اول صفوی احداث شده است و به دستور وی 28 درخت کاج نیز در آن زمان در آن کاشته شده است . ( که البته کتابخانه ی آستان قدس سالها بعد یعنی در زمان اوایل پهلوی به خدمت این درختان رسید و میتوانید این درختان را در قفسه های کتابخانه ی آستان قدس رضوی ببینید. البته اگر پس از جایگزین کردن قفسه های فلزی آنها را دور نینداخته باشند ! ) و پایان ساختمان بقعه ی قدمگاه و حمام و رباط جدول کشی باغ مربوط به شاه سلیمان صفوی بسال 1091 هجری قمری است. این باغ در زمان صفویان جزو باغ های معتبر و زیبای ایران بوده است که در دوره ی قاجاریه و پهلوی به صورت جدی دچار آسیب دیدگی و بعضا غارت های شدید قرار گرفته است و باغ آن آبادانی گذشته را ندارد ولی هنوز هم از صفای آن کاسته نشده است. در زمان ساخت این بقعه توسط شاه عباس اول سیستم آبرسانی خاصی در نظر گرفته نمی شود زیرا نهرهای فراوانی آنرا آبیاری میکرده اند و نیازی به آبیاری مصنوعی نبوده است و در دهه های اخیر است که این محل نیاز به آبیاری از منابع دیگر را پیدا کرده است. رود درود و مجموعه قنات های اسپریس  در گذشته وظیفه ی آبیاری اشجار آن را بر عهده داشته اند. که به مرور رود اول بسیار کم آب شده و قنات ها هم در حال حاضر خشکیده اند. در ایوان جنوبی باغ مقرنس زیبایی به کار رفته است و در گذشته ایوان شمالی هم ( که اکنون وجود ندارد ) دارای این مقرنس کاری بوده است که با نادانی مسوولین وقت اداره ی اوقاف نیشابور در جریان مرمت بنا در دهه ی 40 آسیب میبیند و از بین میرود.

 

بقعه ی قدمگاه

 

 این بنا به همراه امامزاده محروق از معدود بناهایی در نیشابور هستند که میتوان هنر گره چینی را در پنجره های آن دید ( گره چینی پنجره ی مشبکی است از جنس چوب که در آن حتی یک میخ و یک قطره چسب به کار نرفته است و اجزای پنجره به صورت گوه در هم فرو میروند و از لحاظ هنری یکی از جلوه های هنر اصیل ایرانی است که متاسفانه در ایران رو به نابودی است .) دور تا دور بقعه هم با کاشیکاری معرق و بخش های تازه تر با کاشی کاری هفت رنگ تزیین شده است. در داخل بقعه هم آیه هایی از سوره ی مبارک فتح و احادیثی از پیامبر در مورد زیارت امام رضا ( ع ) آورد شده است و نهایتا حدیث سلسلة الذهب که از مفاخر نیشابور در تمام دوران است.

سقف و دیواره های داخلی بنا هم که با نقاشی ها و زرکوب های زیبا تزیین شده و به تازگی بر روی قسمتی از دیوار که سنگ بنای قدمگاه در آنجا نصب شده ضریحی قرار داده اند و مردم از پشت ضریح به زیارت جای پای امام رضا ( ع ) میپردازند. تا 30 سال پیش در این بقعه آتشدانی برنجی بوده که در آن 6 ردیف 3 تایی شمع قرار میگرفته و مربوط به زمان صفویه بوده است که بخوبی میشده سیستم نوررسانی زمان صفویه را در آن مشاهده کرد که تصویر آن در صفحه ی 356 کتاب آثار باستانی خراسان نوشته ی مرحوم مولوی بسال 1352 آمده و هم اکنون مثل بسیار دیگری از آثار یا از بین رفته است یا در جایی دیگر نگهداری میشود که کسی از آن باخبر نیست.

 

 

نیشابور ، داخل بقعه ی قدمگاه

 

در ضلع شرقی بقعه ، چشمه ای است که همچنان آب دارد و مردم به خاطر وضو گرفتن امام رضا ( ع ) با این آب برای این چشمه احترام خاصی قائل هستند.

 

نیشابور ، قدمگاه ، چشمه ی حضرت

 

 

دیگر اماکن قدمگاه :

کاروانسرا و رباط قدمگاه : با اهداف تجاری و امنیتی دوران صفویه که بعد ها بیشتر نقش زائر سرا را به خود میگیرد.

حمام : که از گذشته با توجه به قرار گرفتن در سر راه نیشابور به مرو وجود داشته است و از زمان ساخت بقعه به بعد نقش آن پررنگ تر شده است.

آب انبار : که نیاز های اهالی و مجاورین را برآورده میکرده است.

قلعه ی قدمگاه ( اسپریس ) : که هم اکنون در محله ی گلستان شهر قدمگاه قرار دارد و بر روی تپه ای قرار داشته و هم اکنون فقط دیواره هایی از آن باقی مانده است. از درون باغ هم میتوان خرابه های آن را بر فراز کوه دید.

 

نیشابور ، قلعه ی اسپریس

 

منابع :

  1. بروشور های نوروزی اداره میراث فرهنگی خراسان رضوی ، نوروز 1385
  2. مولوی ، عبدالحمید ، آثار باستانی خراسان جلد اول ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، 1352
  3. گرایلی ، فریدون ، نیشابور شهر فیروزه ، خاوران ، 1373
  4. مدیح ، عباسعلی ، نیشابور و استراتژی توسعه ، شهرفیروزه و نوای غزل ، 1385
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 16:1  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)  | 

ابوعثمان سعید بن السلام مغربی حیری (ره ) ، پیر تصوف

شام غریبان بود... در تخت فولاد اصفهان در میان قبرها و مزارات و تکایا می گشتیم. ناگهان دوستم با تعجب گفت: تکیه ی دراویش بازه! اینجا همیشه درش بسته ست! پایه ای بریم توش؟! من هم با تکان دادن سر پشت سرش به طرف تکیه رفتم. در ابتدا همه با تعجب نگاهمان می کردند. و یک پیرمرد هم با لحنی محترمانه به ما گفت که دستشویی در بیرون تکیه هم هست که ما منظور خودمان را رساندیم که برای دیدن تکیه آمدیم نه کار دیگری.بر سر مزار ناصر علیشاه یکی از دراویش نعمت اللهی حاضر شدیم و فاتحه ای خواندیم. در حال تماشا کردن عکس های مربوط به سلسله بودیم که به یک شجره نامه از قطب های تصوف و صوفی ها برخوردیم که از حضرت پیامبر(ص) و ائمه ی اطهار(ع) شروع میشد و با صحابه و تابعین و قطب ها ادامه می یافت. در این میان به اسم های آشنایی برخوردم . آن هم در رده های بالای این شجره . نام هایی مثل شیخ فرید الدین عطار نیشابوری ، ابوسعید ابولخیر ، حسین بن منصور حلاج ، ابوالقاسم قشیری ، غلامعلی نیشابوری ، ابو عمر زجاجی نیشابوری و ... . ولی اولین اسم و بالا مرتبه ترین اسم آشنایی که به آن برخوردم اسمی نبود جز اسم ابوعثمان سعید بن السلام مغربی حیری(ره)...

 

مقبره ی سعید بن الاسلام مغربی ، نیشابور

 

 

ابوعثمان سعید بن السلام مغربی که بود؟

کافی است به تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری مراجعه کنیم در ذکر شماره ی 47 که می فرماید: (( آن حاضر اسرار طریقت، آن ناظر انوار حقیقت ، آن ادب یافته ی عتبه ی عبودیت ، آن جگر سوخته ی جذبه ی ربوبیت ، آن سبق برده در مریدی و پیری قطب وقت: عثمان حیری رحمة الله علیه ؛ از اکابر این طایفه و از معتبران اهل تصوف بود و رفیع قدر بود و عالی همت و مقبول اصحاب و مخصوص به انواع کرامات و ریاضات و وعظی شافی داشت و اشارتی بلند ، و در فنون علوم طریقت و شریعت کامل بود و سخنی موزون و مؤثر داشت و هیچ کس را در بزرگی سخن او نیست. چنانکه اهل طریقت در عهد او چنین گفتند که در دنیا سه مرداند که ایشان را چهارم نیست: عثمان در نیشابور و جنید در بغداد و بوعبدالله الجلا در شام. و عبدالله محمد رازی گفت: جنید و رویم و یوسف حسین و محمد فضل و ابوعلی جوزجانی و غیر ایشان را از مشایخ بسی دیدم. هیچ کس از این قوم شناساتر به خدای از ابوعثمان حیری ندیدم و در خراسان اظهار تصوف از او بود...))

در جدول و شجره نامه ی نصب شده بر دیوار که در انتهای کتاب باب ولایت و راه هدایت نیز موجود است. پس از امام زمان(عج) و آغاز غیبت کبری ایشان اهل تصوف مقتدای خود را به ترتیب افرادی که در لیست موجودند میشناسند. و میان نام ابو عثمان و حضرت ولی عصر (عج) سه نام ابوالقاسم جنید بغدادی و ابوعلی رودباری و ابوعلی کاتب فاصله انداخته است. و ابو عثمان چهارمین مقتدای اهل تصوف پس از امامان و پیامبر بوده است.

پسوند مغربی در نام او نشان از اصلیت او دارد که مربوط به شهر قیروان در مغرب است.در ایام جوانی از محضر حبیب مغربی و ابو عمر زجاجی نیشابوری و ابولحسن دینوری استفاده کرده است و پله های ترقی را یک به یک پیموده و به مرحله ی فنای فی الله رسیده است. و تصوف را به اوج خود رسانیده است و سرانجام در سال 373 ه.ق در 130 سالگی به دیار باقی شتافته است. گویند که ابوعثمان در زمان حیات خویش گفته بود که روز مرگش در نیشابور فرشتگان خاک می ریزند! گفته اند روز مرگش گرد و غبار عظیمی آسمان این شهر را فرا گرفت. مقام و درجه ی او آنچنان بود که بدو لقب طاووس حرم را داده بودند.

 

مقبره ی ابوعثمان سعید بن السلام مغربی:

در وبنوشت ابرشهر[تارنگار اطلاع رسانی نیشابور ] در مورد آرامگاه وی آمده است : ((آرامگاه اين عارف كه شامل چهار حجره در طرفين، نماي گنبدخانه چليپايي شكل و اتاقهاي مجاور مربع شكل است در دوره پهلوي دوم تجديد بنا شد. در حال حاضر اين مكان زيارتگاه و مدفن درويش مسلكان شهر نيشابور است.))

مرحوم گرایلی هم در کتاب نیشابور شهرفیروزه تلاش بسیاری را برای مشخص نمودن قدمت و تاریخ ساخت این بنا کرده است: (( آرامگاه وی در سالهای اخیر بازسازی شده است. یا به عبارت صحیح تر معلوم کرده اند که مزار ابوعثمان اینجاست. در این نقطه نمی تواند مزار ابومسلم خراسانی باشد که بسال 237 بقتل رسیده است و نه هم طفلان مسلم بن عقیل! بعضی میگویند اینجا مزار مسلم فرزند حجاج صاحب الصحیح میباشد که الحاکم [در تاریخ نیشابور ] قبر وی را در شرق کهن دیر نیشابور نزدیک سر میدان زیاد که محله نصر آباد بود نشانی میدهد. جامی و بقیه نیز متفق القولند (شاید مزاری که در بین راهی که بموازات راه آهن میرود نزدیک تپه ی ترب آبد باشد) پس این نقطه بدون حب و بغض و جانبداری از شیخ و عارف و عامی بلکه بنا بر شواهد اصولی و منطقی تاریخ مزار ابوعثمان مغربی معروف به سعید فرزند سلام میباشد .))

ولی در مورد قدمت بنای فعلی ( ضمن اینکه شکی نیست مقبره ای هم ددر قرن چهارم برای وی متصور است ولی ممکن است در حمله ی مغول آسیب دیده باشد و این بنا بر روی خرابه های آن ساخته شده باشد.) تلاش های مرحوم گرایلی و مکاتبات ایشان با قطب دراویش وقت ( رضا علیشاه ) نتیجه ای نداشته است. ولی با توجه به سازه های دوران تیموری و نمونه های مشابه آن ( مانند تالار تیموری اصفهان که البته بسیار بزرگ تر است) میشود بنای آن را به آن دوران نسبت داد که بعدا به کاشی کاری هفت رنگ مزین شده است و با توجه به نوع رنگ کاشی کاری داخلی آن به اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی برمیگردد. و کاشی کاری های بیرونی نیز مربوط به قرن اخیر است. داخل بنا هم با گچ کاری ساده ای پوشیده شده است و کف آن هم با فرش هایی که مردم اهدا کرده اند و دو بخاری که با کپسول های گاز گرما بخش محیط مقبره هستند. در بیرون محوطه ها باغ بان پیری در حال رسیدگی به محوطه و گل و گیاهان است. این است جایگاه عارفی با آن درجه. گویی دولت و سازمان اوقاف و میراث فرهنگی هر کجا را که دلشان بخواهد نگهداری میکنند و این چنین بناهایی را باید مردم حفظ کنند که تا کنون چنین بوده است.

 

آرامگاه سعید بن السلام ، نیشابور

 

 

 

 

منابع :

1-      عطار نیشابوری. تذکرة الاولیاء ، تهران: بهزاد ، 1373

2-      گرایلی ، فریدون . نیشابور شهر فیروزه ، تهران : خاوران ،1374

3-      جذبی ، سید هبة الله. رساله باب ولایت و راه هدایت ، تهران : حقیقت ، 1381

4-     (( آرامگاه سعید بن السلام مغربی، زیارتگاه درویش مسلکان نیشابور ))  ، وب نوشت ابرشهر، تارنگار اطلاع رسانی نیشابور ، چهارشنبه 13 مهر 1384

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 12:14  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)  | 

خانه ی مجتهد

نیشابور- خیابان خاتم النبین(ص)- کوچه ی اول

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 14:6  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)  |