تبليغاتX
نیشابوریان

نیشابوریان

وب شناخت نیشابور

حاج بکتاش ولی و فرقه ی بکتاشیه...

بکتاشی ها گروهی از درويشان شيعه علوی هستند که در ترکيه، آلبانی و بالکان ﭙراکنده اند و مانند ديگر فرقه های اهل طريقت علاقه خاصی به علی ابن ابی طالب، امام اول شيعيان دارند .

بنا به نوشته های مورخان و روايات خود بکتاشی ها موسس و اولين رهبر اين فرقه، حاجی بکتاش ولی، اهل نيشابور بود که در قرن ششم يا هفتم هجری در دوران سلاطين عثمانی به ترکيه مهاجرت کرد و فرقه بکتاشی را در آناتولی بنياد گذاشت

ﭙس از به حکومت رسيدن کمال آتاترک در ترکيه و سخت گيری های او نسبت به فرقه های مذهبی، مقر اصلی بکتاشی ها به شهر تيرانا ﭙايتخت آلبانی منتقل شد. اما پس از جنگ دوم جهانی با به حکومت رسيدن کمونيستها در آلبانی، بکتاشی ها دوباره برای برگزاری مراسم مذهبی خود، از جمله جشن "سلطان نوروز" که همه ساله در ۲۲ مارس، به عنوان روزتولد امام علی برگزار می شود، دچار مشکلاتی شدند

اين دشواری ها تا زمان فروپاشی نظام کمونيستی انور خوجه در سال ۱۹۹۱ ادامه داشت اما ﭙس از فروﭙاشی بلوک کمونيست، با وجود آنکه بکتاشی ها تنها ۱۰% جمعيت آلبانی را تشکيل می دهند، "سلطان نوروز" به عنوان يک جشن ملی در آن کشور اروﭙايی شناخته شد و همه ساله با شکوه برگزار می شود

در سال ۲۰۰۴ اين جشن در معبدهای (تکيه های) بکتاشی ها در سراسر آلبانی و کوزوو به صورت دسته جمعی برگزار شد. ولی بزرگترين و مجلل ترين مراسم در تکيه اصلی بکتاشی ها در تيرانا و با حضور درويش بابا رشادی، رهبر فعلی آنان و شرکت فعال مريدان برگزار می شود که در آن فعالان سياسی و مذهبی داخلی و خارجی نيز شرکت می کنند

 


معبد بکتاشی ها که آن را "تکيه" می نامند در آخر خيابان باريکی در حاشيه شهر تيرانا قرار دارد. رهبر کل بکتاشی های آلبانی (کوره جوش) و افرادی از آنها که به مقام درويشی رسيده اند و اجازه تشکيل خانواده ندارند، در ساختمان های همين معبد زندگی می کنند. از چند روز پيش از نوروز، رفت و آمد و جنب و جوش در تکيه‌ زياد است. در و ديوار تزئين می شود. نرده ها رنگ می شوند. حوض تکيه شسته می شود و ديوارها با تصاويری از امام علی، حاجی بکتاش ولی، ديگر دراويش و همچنين تصاويری از طبيعت و بهار تزيين می شوند.

مريدان بکتاشی که در سلسله مراتب فرقه به آنها، "آرشيک" می گويند، دسته دسته به زيارت گور رهبران پيشين خود که در انتهای باغ تکيه قرار دارد و در سالهای اخير بازسازی شده است، می روند. آنها همچنين با بابا رشادی يا کورجوش، بالاترين مقام مذهبی خود ديدار می کنند. بعضی از زائران گوسفندی برای قربانی می آورند که در گوشه ای از باغ سر بريده می شود.

صبح روز ۲۲ مارس، جمعيتی در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر در باغ تکيه، جلوی در ورودی عبادتگاه که به آن ميدان گفته می شود، جمع می شوند. در بين شرکت کنندگان نمايندگان مذاهب ديگر نيز حضور دارند. در آغاز برنامه سرود ملی کشور نواخته می شود و به احترام کشته شدگان جنگ کوزوو، يک دقيقه سکوت اعلام می شود. ﭙس از آن بابا رشادی که از سال ۱۹۹۶ رهبر بکتاشی هاست، با همراهی دراويش ديگر برنامه را آغاز می کند

ترجمه اشعار سرود سلطان نوروز

خوش آمدی، خوش آمدی سلطان نوروز
مرحبا مرحبا ( سلام) سلطان نوروز
تا آنجا که می توانی بنگر
ورق به ورق بخوان
و در هستی تعمق کن..
خوش آمدی، خوش آمدی سلطان نوروز
مرحبا مرحبا ( سلام) سلطان نوروز

و بعد نوبت به موعظه بابا رشادی می رسد:

"حضار گرامی؛ ﭘدران و مادران و فرزندان من!
در اين روز بزرگ، روز شادی، روز بهار، روز سلطان نوروز، روز ميلاد امام بزرگ علی، اجازه بدهيد برايتان از خداوند سعادت و عاقبت خير آرزو کنم. خدا شما را ياری کند، نور و روشنايی بر سر راهتان بيفشاند. بگذاريد با هم در راه رسيدن به تقوا ، صلح، آرامش و بخشش به همديگر کوشش کنيم. اين راه رسيدن به خدای بزرگ است. ... ما قبلا هم اين روز را ستايش می کرديم و حالا هم آن را گرامی می داريم. خدا در فراز و نشيب ها انگيزه های بد را از زندگی انسان دور کند...."

 

ﭙس از سخنرانی و موعظه طولانی بابا رشادی و يکی ديگر از دراويش مهم شعرهايی از نعيم فراشی شاعر ملی آلبانی که بکتاشی نيز بوده است دکلمه می شود:

نعيم فراشی نه تنها به زبان آلبانيايی شعر می نوشته، بلکه به يونانی، ترکی و حتی به زبان فارسی نيز شعر دارد. ديوان اشعار فارسی نعيم فراشی در سال ۱۳۰۱ خورشيدی در استانبول منتشر شده و تسلط او به زبان فارسی حيرت هر خواننده را برمی انگيزد. در اين ديوان شعری نيز به نام بهار وجود دارد:

نوبهارا! دلکش و جانﭙروری
دختر نازک تن و سيمين بری
روی خندان طبيعت روی توست
بوی باغ و بوی گلشن بوی توست.
بر زمين ما فرستادت خدا
دستگيرت کرد بهر هر گدا
بوی يار آيد مرا از بوی تو
خوی او باشد ﭙديد از خوی تو

اين زمين مرده از تو يافت جان
زان همی بينم جهان را شادمان
از سماوات آمدی ای نوبهار
تا کنی اين خاکدان را لاله زار

مراسم سلطان نوروز با ديدار مردم - که اکنون صف طولانی تشکيل داده اند - با بابا رشادی (و ديگررهبران فرقه) ادامه می يابد. زن و مرد با هيجان به ديدار او می شتابند و روی و يا دست او را می بوسند و اين ديدار ساعتها به طول می انجامد. به هر فرد در موقع خروج، لقوم (راحت الحلقوم) تعارف می شود.

گاهی اطاق بابا را به روی مردم عادی می بندند چرا که مهمانان رسمی چون سفيران و وزيران به ديدار او می آيند. نخست وزير، رهبر اﭙوزيسيون، رؤسای ارتش ، سفيران کشورهای گوناگون و رهبران مذاهب ديگر در بين اين مهمانان ويژه ديده می شوند که از آنها به صورت خاصی ﭙذيرايی می شود. به اين مهمانان به جای لقوم، در استکان های کوچکی شير تعارف می شود. اين شير در آيينی خاص تقديس شده است. بنا بر تعريف بابا رشادی: "اين از مراسم آئينی برای خواص بکتاشی است. اگر کسی عضو بکتاشی ها نباشد، اجازه شرکت در آن ندارد. ما در آنجا مانند مسجد عبادت می کنيم و آيه های قران می خوانيم. اين شير مايه زندگی و هستی انسان است، ياد آور شير مادری امام علی است که او در کودکی نوشيد و با آن بزرگ شد."

سلطان نوروز بکتاشی ها اگر چه در طی سالهای متمادی از طرف حکومت های گوناگون تحت فشار قرار داشته ولی در صورت کلی حفظ شده است. بابا رشادی که در زمان انور خوجه سالهای زيادی را در زندان و اردوی کار گذرانده از خاطرات خود درباره علاقه مردم به اين سنت در آن روزها می گويد: "در آن زمان خيلی ها از ﭘير و جوان می آمدند و می ﭘرسيدند که چه کسی راجع به اين مسائل می داند. من در آن زمان ديگر درويش شده بودم و مريدان ﭘيش من می آمدند و در مورد مراسم و جشن ها از من می ﭘرسيدند. من تاريخ ها را به آنها می گفتم و آنها در خانه هاشان مخفيانه جشن می گرفتند. ولی آنوقتها مرا بخاطر اين مسائل خيلی تحت فشار قرار می دادند."

به اين ترتيب برخی ازسنت های مردمی سلطان نوروز فراموش شده اند. عصمته ﭙواتا، يکی از مريدان توضيح می دهد که آنها در موقع نوروز در خانه چه می کنند:" ما اين جشن را به شکل خاصی در خانه برگزار نمی کنيم فقط شيرينی هايی تهيه می کنيم که عمدتا از آرد و شکر تهيه می شوند، چيزی مثل کرم کارامل. علاوه بر آن در خانه ها ناهار آماده می کنيم و بخصوص ميوه های فراوان روی ميز می چينيم."

اما "کويتيم احمت آی" يکی از محب های بکتاشی و از مسئولان برگزار کننده جشن می گويد که مراسم در خانه محب ها تا امروز اهميت ويژه دارد: "ما يک سفره مخصوص (تراﭙتز) می اندازيم. نان (بورک) و خوردنی های سبز تهيه می کنيم که طبيعت در اين روزها در دسترس مان می گذارد. روی سفره ميوه های گوناگون و محصولات شيری و شيرينی های مختلف می گذاريم. همچنين قرآن را باز کرده روی سفره قرارمی دهيم. علاوه بر آن شمع روشن می کنيم و بعد قرآن می خوانيم. محب ها با هم سرود می خوانند و شربت می نوشند. معنی آن اين است که آدم با يک نوع عشق معنوی مرتبط است. اين سفره تنها برای محب و خانواده او نيست بلکه هر کس ديگری از خويشاوندان و مومنان که به آنجا بيايد می تواند از آن سفره بهره ببرد. بعد ما به ديدار همديگر می رويم."

به هر حال نوروز بکتاشی ها ﭙيش از آنکه مانند ايران جشن طبيعت باشد، آيينی مذهبی است. بابا رشادی رهبر بکتاشی ها، که قدمت نوروز را می شناسد، تغيير و تحولات اين جشن را در طول تاريخ توضيح می دهد: "سلطان نوروز جشنی است که ۱۴۰۰ سال تاريخ دارد اما من فکر می کنم که اين جشن قدمتی بيش از اين داشته و قبلا به عنوان جشن بهار وجود داشته است. بخاطر اينکه اين روز، روزآغاز بهار است، روز زنده شدن طبيعت و روز بيداری گياهان است و معنی آن اين است که درا ين روز هر چيز که در زمستان در حال نابودی بود زندگی دوباره آغاز می کند و برای همين انسانها آن را جشن می گرفتند ولی بعداً روز تولد امام علی نيز در همين روز واقع شد و اين دو جشن با هم آميخته شد. چون روز نوروز و بيداری طبيعت با تولد امام علی همزمان شد، بعدها اين روز بعنوان تولد امام نيز جشن گرفته شد."

در سالهای بعد از سقوط رژيم کمونيستی در آلبانی روز ۱۴ مارس، يعنی ۸ روز قبل از سلطان نوروز، به عنوان روز بهار به رسميت شناخته شده است. اولسی يازجی مورخ و روزنامه نگار اهل آلبانی، معتقد است که اين جشن تنها در سالهای گذشته اهميت يافته است: " روز بهار احتمالاً در زمان شاه احمد ‍زگ ( Zog) دراوايل قرن بيستم ﭘيدا شد. من در تاريخ اين مسئله آنقدر مطمئن نيستم ولی در اين زمان مردم اين مراسم را آغاز کردند. اين جشن برای همه مردم آلبانی نبود، بلکه قبلا جشن کوچکی بود که تنها در شهر اِلباسان (Elbasan) برگزار می شد. در اين شهر قرار گذاشته شد که ۱۴ مارس به مناسبت رسيدن بهارجشن گرفته شود ولی آن وقت به عنوان جشن ملی آلبانی نبود. تازگی ها آن را به عنوان يک جشن ملی اعلام کرده اند."

با وجود اهميت روز افزون سلطان نوروز در آلبانی که در ايام نوروز آب و هوای بهاری دارد، تا امروز تحقيقات و کتاب جامعی در مورد اين جشن منتشر نشده است. ﭙروفسور فرد دوکا مورخ و محقق مذاهب در آلبانی می گويد که او حتی در اين مورد که کلمه سلطان از کجا آمده است، مطلبی نخوانده است.

با وجود اينکه بکتاشی ها از نظر فرهنگی و مذهبی عمدتا تحت تاثير فرهنگ ترک قرار دارند، ولی به خاطر شيعه بودنشان از يک سو و خراسانی بودن حاجی بکتاش، رهبر آنها، از سوی ديگر رابطه خاصی با ايران دارند.

مردم بکتاشی علاقه خود به ايران و بخصوص ادبيات عارفانه فارسی را روشن به زبان می آورند. اين رابطه های فرهنگی حتی به عرصه های ديگر نيز کشيده است.

به هرحال سلطان نوروز بکتاشی ها که در آلبانی - چندين هزار کيلومتر دور از مرزهای ايران، افغانستان و تاجيکستان - در ايام بهار برگزار می شود حاکی از اهميت ويژه اين جشن برای همه اقليت های ايرانی يا ايرانی نژاد در خارج از کشور است.

 
 

نقل از :

علی عطار : مستند ساز ایرانی در مورد نوروز در کشورهای مختلف

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 20:8  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)  | 

« بازه چنار » نيشابور ، دژي با تونل هاي شگفت انگيز

تپه بازه چنار در فاصله ي 3 كيلومتري شمال روستاي حصار زبرخان و در مختصات جغرافياي 36 درجه و 3 دقيقه و 45 ثانيه عرض جغرافيايي و 56 درجه و 15 دقيقه و 7 ثانيه طول جغرافيايي قرار دارد.

اين تپه در بين دو تنگه كه در محل به بازه معروف است قرار دارد. بازه چنار در سمت جنوب و بازه سيب در سمت شمال تپه قرار دارد. سمت شمال ، جنوب و شرق اين تپه محدود به ارتفاعات ديگر است و از سمت غرب به روستاي حصار اشراف دارد. چشمه آب بازه چنار در سمت شرق تپه واقع است . جنس تپه سنگلاخ و از رسوبات آبرفتي تشكيل يافته است. ارتفاع بلند ترين قسمت آن از سطح زمين هاي اطراف حدود 20 متر مي باشد .

 

بازه چنار چيست ؟

 

بر روي دامنه تپه قطعات سفالهاي متعددي پراكنده است كه متنوع و شامل سفالهاي نخودي ساده از ظروف آبخوري و ذخيره غذا و آذوقه و كاسه و ... مي باشد. سفال هاي ديگر عبارتند از سفال هاي فيروزه اي با نقوش سياه رنگ و گاه خطوط كوفي ، سفال سبز رنگ ، سفال با لعاب لاجوردي و سفال قهوه اي رنگ ساده و قطعاتي از شروف هر كاره ( صابوني ) و فقاع و پيه سوز كه از قرون چهارم الي اواخر تيموري قدمت دارند. با مقداري جستجو ،‌روزنه اي كه از بالاي تپه به سمت داخل تپه توسط حفاران ايجاد شده بود . توسط يكي از اهالي مقداري بازگشايي شد پس از آن با دو نفر از هيات كوهنوردي نيشابور ، از اين روزنه به داخل تپه وارد شديم . ورودي ايجاد شده بود ،‌و بايستي به حالت سينه خيز مسافتي در حدود 8.5 متر را طي نماييم. پس از آن مسير به سمت چپ منحرف شد. بعد از طي 2.20 متر مجددا به سمت چپ تغيير مسير ميداديم. در اين قسمت تونل كمي گشاده تر شده به طوري كه نشسته در سمت راست ، روزنه اي قرار داشته كه باقطعات سنگ بسته شده بود و به احتمال زياد ورودي يا خروجي دهليز از اين قسمت بوده است. در سمت چپ مجددا دهليز بسيار تنگ و باريك و به سمت پايين با شيب 45 درجه شد ، به طوري كه با زحمت زياد پس از طي مسافت 8.5 متر به يك فضاي راهرو طولاني وارد شديم كه در طرفين آن تعدادي اتاق در دل كوه كنده شده بود. عرض اين راهرو حدود 80 سانتي متر و ارتفاع آن حدود 1.20 متر بود . به دليل ريزش سقف ها ،‌ارتفاع راهرو كاهش يافته بود و احتمالا ارتفاع اوليه ي راهرو در گذشته بيش از 1.5 متر بوده است . اكثر اتاق ها در سمت چپ  راهرو قرار دارند. اتاقها بدون زاويه بوده و هيچگونه مصالح ساختماني در آن ها به كار برده نشده است.

 

 

طول و عرض اتاق ها تقريبا يكسان بوده و بين 2 تا 3 متر متغيير است. در قسمت هايي از ديواره ها قسمتي شبيه به طاقچه ايجاد شده كه محل قرار گرفتن شمع يا پيه سوز بوده است. اين راهرو تا مسافت 36 متر در جهت شمال جنوبي و پس از مجددا به سمت چپ تغيير مسير داده و با زاويه 90 درجه ادامه مسير ميدهد. طول اين راهرو نيز 12 متر است و در سمت راست آن يك سالن متشكل از 3 اتاق تو در تو و در سمت چپ داراي 3 اتاق در سمت چپ و دو اتاق در سمت راست است. در داخل اتاق هاي سمت راست دو حلقه چاه با عمق 3 تا 4 متر قرار دارد كه در مركز اتاق ها كنده شده اند. كاربرد اين چاهها يا حلقه ها يا چاله ها مشخص نيست و احتمالا جهت نگهداري و ذخيره غلات يا موارد ديگر استفاده ميشده است. اين راهرو مسير منحني داشته و پس از طي مسافت بيش از 20 متر به راهرو ديگري كه در سطح پايين تري از راهرو فعلي قرار دارد مي رسيم . اين راهرو نيز پس از طي مسافت بيش از 22 متر به بيرون تپه منتهي ميشود كه فعلا مسدود است و پس از جستجو ، خروجي اين راهرو از سمت خارجي تپه پيدا شد. با بررسي هاي به عمل آمده مشخص گرديد كه ورودي اصلي اين دژ زيرزميني احتمالا از همين قسمت بوده است كه به دليل مخفي ماندن آن مسدود شده است.

راهرو ديگري كه به سمت راست منحرف مي گرديد از محل دو راهي ، پس از طي مسافت حدود 28 متر مجددا به يك دوراهي مي رسيد كه متاسفانه به دليل ريزش سقف راهرو ، عبور از آنها به سختي انجام مي شود و پس از طي مسافت 8 متر ديگر ادامه راه امكان پذير نيست و احتمالا هر دو راهرو نيز به بيرون از تپه هدايت شده اند.

در مجموع 28 فضاي اتاق مانند در طرفين راهرو هاي اصلي شناسايي شد كه در كف تعداد 4 اتاق ،‌چاله هايي به عمق 3 تا 4 متر كنده شده بودند. در داخل يكي از اتاق هاي تو در تو ، تخته سنگ عظيمي قرار دارد كه احتمالا به دليل خاصي به داخل اين اتاق منتقل شده است.

هواي داخل راهرو نمناك و دم كرده است و نفس كشيدن به سختي انجام مي گيرد. در قسمت هايي از سقف راهرو ها نيز به دليل رطوبت زياد و وجود قطرات آب احتمال ريزش سقف وجود دارد. با بررسي هاي به عمل آمده در قسمت غرب تپه ،‌ بقاياي تعدادي پي ساختمان هاي سنگي مشخص شد كه احتمالا ساكنين اين منازل در هنگام هجوم دشمنان ،‌ در داخل اين تونل ها و دژ پناه ميگرفته اند و مخفي مي شده اند . احتمالا ورودي اين تونل ها از داخل يكي از همين اتاقها بوده است و به حالت مخفي بوده و از مسير هاي ديگر مي توانسته اند از دژ زيرزميني خارج شوند. در قسمت تپه شرقي نيز بقاياي يك كوره ذوب فلز مشخص گرديد كه سرباره كوره به مقدار زياد در اطراف آن ريخته شده است. اين محوطه با ارزش باستاني ، در فهرست آثار ملي ثبت گرديده و ضمنا به دليل ريزش سقف تونل ها ضروري است اقدامات حفاظتي لازم جهت جلوگيري از خطرات احتمالي به عمل آيد. بديهي است با بازسازي  اين دژ زيرزميني ، به يكي از مهمترين جاذبه هاي گردشگري منطقه تبديل خواهد شد.

 

نقل از :

محمد اسماعيل اعتمادي ،‌ كارشناس باستان شناسي

هفته نامه خيام نامه ،‌ سه شنبه 9 مرداد 1386 ، شماره هفتاد و ششم ، صفحه ي 4

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:25  توسط دهلیز شرق (دروازه ی مشرق)  |